روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

عاشقانه کوآلا

يكشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۲۵ ب.ظ

اصلن روزای پاییزی زمان خوبی واسه برنامه ریزی نیست چون تا میای تکون بخوری شب میشه و واقعا در توان نیست اون انرژی ای که تو روز داری رو بذاری یا هر جا که می خوای بری...

امروز سه ساعت تمام یه فیلم هندی دیدم که دو ساعت و نیمش رو اهنگ خوندن و رقصیدن و واسه نیم ساعت باقی مونده فکر کنم نصف یه جعبه دستمال کاغذی خالی کردم... تو خونواده به سنگدلی و سردی معروفم و هیچ کس اشکامو ندیده ولی پای فیلم هندی تموم معادلات به هم می ریزه، واقعن دیدن گریه ی یه نفر دیگه حتی غیر واقعیش وحشتناکه:(( 

واقعن چیه این عشق؟ هیچ درکی ازش ندارم و به خاطر بدبختیاش یکم خوشحالم که تجربه ش نکردم. ولی حس می کنم قسمتای خوبش جذاب تر از یکنواختی الانمه :|||| کاش عاخر همه عشقا مث عاخر فیلما باشه... همه خوشحال و راضی از عاقبتشون...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۷

نظرات (۱)

مطالبت با تصویر بزاری بهتره ها
پاسخ:
راس میگین. مرسییی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی