روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

چرت و پرت

پنجشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۳۳ ق.ظ

از اتفاقاتی که نمی خوام و اتفاق میفتن متنفرم. این جور چیزا چطوری سرشون تو زندگی مزخرف من پیدا میشه. می دونم بدبختی نیاز به کارت دعوت نداره :( ولی انقدر حالمو بد می کنه که دلم می خواد فقط کاپشنمو بپوشمو فرار کنم. از همه آدما و شرایطی که دارم...:/

فیلم جنگجوی درون رو هر وقت می بینم به خاطر تلاشهایی که می تونستم و نکردم از خودم بدم میاد. بقیه تونستن چرا من نتونم؟ 

فکر می کنم خدا منو بهر تماشای جهان آفریده. خب کاش یه آیه ای نازل کنه بگه بهم، منو از دست این حرص خوردنا نجات بده تا پفیلامونو بخوریم جهان رو تماشا کنیم. 

از سعدی و حافظ و عطار و مولوی خوشم میاد ولی معنی بیشتر کلمات شعراشونو نمی فهمم. نمی دونم چکار کنم:/

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۰۸

نظرات (۲)

۰۸ آذر ۹۷ ، ۱۱:۱۶ ما جــــــــღــــــدہツ
:)
(ولی ی کارایی هست که فقط تو میتونی..فقط خود خودت:) کافیه خودت رو کشف کنی فقط)
پاسخ:
خدا کنه کشف نشده از دنیا نریم :))) 
مرسی ماجده جون:)))
۰۸ آذر ۹۷ ، ۰۹:۵۹ ما جــــــــღــــــدہツ
پفیلا خوردن و جهان رو به تماشا نشستن که کر سختی نیست...تو باید کار های سخت تری رو هم انجام بدی:)))



همیشه از همینا شروع میشه که عاشق شعراشون میشی...بعد لابه لای نفهمیدن معنی شون ی روز آنچنان میشود حرف دلت که میفهمیشان:)
ولی در کل خودتو دست کم نگیر میتونی واس خودت معنیشون کنی هر ند چرت باشه:) مهم اینه که بهت آرامش بده شعرا و تو دوسشون داشته باشی:)
پاسخ:
مطمعنن هر کسی می تونه ممنون از دلگرمیتون:)))
درسته احتمالن این اتفاق برام میفته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی