روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

کوآلایی که نمی خواهد کوآلا باشد

شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۲ ق.ظ

امروز با دختر پیش نماز محلمون هم کلام شدم. راستش دیدگاه خوب و درستی نسبت به این قشر نداشتم ولی یکم که صحبت کردیم فهمیدم رود قضاوت کردم و شعور و روشن فکری اون دختر از من بیشتر بود. 

فوق لیسانس زبان فرانسه رو داشت می گرفت و از دختر هایی که اولویت اول زندگیشون ازدواج با یه آدم پولدار و بچه دار شدن و خاله زنک بازیه می نالید. از منم پرسید چه میکنی که گفتم یکسالیه که فوق دیپلم حسابداری گرفتم و اولویت اول زندگیم اینه که زخم بستر نگیرم. 

ازم پرسید چرا ادامه نمی دم. گفتم که دانشگاه کارشناسی فنی تو اصفهان نیست و قیمتای دانشگاه های دولتی زیاده و کار هم پیدا نکردم. 

بعد دوتامون ساکت شدیم ولی تو ذهن من جنگ شده بود. یاد این افتادم که همه معلما و استادا سریع می فهمیدن که من باهوشم و حافظه قوی دارم. اینکه مادرم هنوز با افتخار تو جمع میگه هیوا یه کلمه درس هم نمی خوند ولی تمام نمراتش بیست بود و کنکورشم خوب داد. 

من توانایی و استعدادشو دارم ولی نمی خوام که بجنگم. تسلیم وار نشستم و نگاه می کنم سرنوشت چی به سرم میاره. 

خسته شدم... دیگه نمی خوام کوآلا باشم :(

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۱۰

نظرات (۴)

۱۱ آذر ۹۷ ، ۲۲:۴۲ دنیای کامپیوتر ...
و اما من کو آلا هستم.
پاسخ:
منم هستم خوشبختم :)
۱۰ آذر ۹۷ ، ۱۹:۳۹ ما جــــــــღــــــدہツ
آدما ی جاهای زندگیشون نفس کم میارن میزنن بغل که نفس بکشن..استراحت که میکنن میگن جای من که خوبه چرا دوباره راه بیفتم...چرا باید اون همه سختی بکشم..که چی بشه؟آدما گاهی خیلی کارا میکنن... اما اگه ببینن که عمر واقعا داره زود میگذره..ببینن کسایی رو که پشیمونن..کسایی که عمرشون قد نداد به هدف هاشون برسن..کسایی که هزاران بار دارن با بیماریشون میجنگن..به نظرت دیگه نظاره گر میشن؟نه من فکر نمیکنم..من فکر میکنم با تمام قوا تکیه میکنن به خودشون و استارت میزنن و از خدا کمک میگیرن.من فکر میکنم ما ها خیلی چیزا رو ندیدیم...خیلی چیزا هست که هنوز ندیدیمش...ندیدیمش تا قدر این زندگی و نفس هایی که چه ساده میره رو بدونیم...من فکر میکنم خیلی جاها کور بودیم..خیلی جاها نخواستیم ببینینم...خیلی جاها ترسیدیم از دیدن...من فکر میکنم...
پاسخ:
از وقتی که گذاشتی ممنونم ماجده جون :)))
خیلی خوب گفتی ما باید از توان و وقتمون برای دیدن این چیزها استفاده کنیم و استارتو بزنیم. نه این که بشینیم کنار جاده زندگی... حرفات انگیزه بخشه :)))
ب شیرازیا بیشتر‌میگن کوآلا نکنه شیرازی هستی؟!
پاسخ:
متاسفانه نه... اصفهانیم و هیچ دلیل طبیعی برای کوآلا بودنم نیست
ممنون بابت نظر :))
۱۰ آذر ۹۷ ، ۱۳:۳۲ نگار جهانشاهی
خیلی خوب
پاسخ:
ممنونم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی