روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

کوآلای تاریکی برمی خیزد

دوشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۲۰ ب.ظ

نقطه تاریک زندگی من اونجاشه که واسه خودم ی تابلو درست کردم، از تموم هدف هایی که می تونم داشته باشم. خوش اشتهائم هستم و به همه چیزهای موجود دنیا علاقه دارم.

خلاصه هرروز یکیش رو انتخاب می کنم و تصورش می کنم: چه کارهایی باید انجام بدم؟ چقدر زمان لازمه؟ چ کاری برای شروع باید بکنم؟ و...

با همین روش روزم رو شروع می کنم و نصف روز رو هم با همین فرمون میرم جلو و خب مرحله آخر اینه که ب اون نقشه ها عمل کنم که... بمب!!!

فقط انگشت پای راستمو تکون میدم. البته توجیهات خوبیم دارم: شاید این راه زندگی من (همون افسانه شخصی) نباشه، شاید فردا نظرم عوض بشه و بدتر از همه حیف وقتی که واسه ی تصمیم اشتباه بذارم ://// پس بهتره انگشت شصت نازنینمو برگردونم سر جای قبلی و برم سراغ پلن بعدی.

تقریبا با همین روند، یکسال تمام از فارغ التحصیلیم می گذره و عملا هیچ کار خاصی نکردم :(((

حالا قصدم از گفتن اینا چی بود؟ اینکه بالاخره کوآلای خسته درونم از خواب بیدار شده و فکر می کنه نیاز دارم جاشو به یه جونور یکم فعال تر بده. گزینه مورد نظر خودم پاندائه؛) حالا بازم بهش فکر می کنم. به هر حال اومدم اعتراف کنم و بگم که قول میدم دختر خوبی بشم و تا آخر سال ببری، جگواری چیزی بشم. نمی دونم چطوری؛ باید درموردش فکر و برنامه ریزی کنم:)))))

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۴

نظرات (۱)

از کوالائی میخای در بیای بشی پاندااااا؟
پیش به سوی پانداییی
پاسخ:
همینه :)))))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی