روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

کوآلای بی احساس

يكشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۱۳ ق.ظ

همیشه فکر میکردم آدم خشن و بدون احساساتی هستم... مزخرف و همیشه خنثی...

ولی در واقع این طور نیست منم مثل بقیه آدما عادیم، احساساتی و زودرنج. مشکل این جاست که من درک درستی از احساساتم تو موقعیت های مختلف ندارم. نمی تونم بفهمم احساسم نسبت به آدما چیه یا در مقابل اتفاقات چه عکس العملی رو دلم می خواد انجام بدم. 

اونجایی که باید عصبانی بشم و حقم رو بگیرم خنثی می مونم. اونجا که باید گریه کنم و ناراحت باشمم همین طور و همه چیو تو خودم می ریزم. حتی نمی تونم فرق عشق و علاقه و این که فقط خوشم میاد رو تو خودم کشف کنم. 

مطمعنم اگه یه آزمون هوش هیجانی ازش بگیرن یک دهم آیکیوم هم نمی شه. چطور نتونستم مثل بقیه ازش استفاده کنم؟ باید رو خودم کار کنم...

دیروز کتاب خدمتکار و پرفسور رو تموم کردم... دلم رفت برای این حجم از محبت و دوستی :(

با تموم آه و ناله هام به خودم که تنهایی برام وحشتناکه ولی هیچ وقت لذت تنهایی بیرون رفتن و قدم زدنو دلم نمی خواد با کسی تقسیم کنم :)

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۱۱

نظرات (۲)

ی پیشنهاد حرفایی ک داخل دلت نگه میداری حداقل روی یه کاغذ پیاده کن حس خوبی بعداز تمام شدن حرفات خوندنش بهت میده 
پاسخ:
امتحانش کردم عالیه واقعا آدم دلش و مغزش خالی و آروم میشه
ممنون
اینطوری نگا نکن !
همیشه یه چیزی هست که احساس آدم رو قلقلک بده 
نباشه هم خوب ... 
پاسخ:
مطمعنا هست من درست نمی تونم تشخیص بدم و ابراز کنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی