روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

عشق جاویدان کوآلا

چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۲ ق.ظ

دیشب دیر خوابیدم و صبح به زور بیدار شدم دل کندن از تخت واقعن وحشتناکه. صبحای سرد فقط حال میده نزدیک بخاری پتو رو بکشی تا گردنت و بالشت نرمتو بغل کنی و بخوابی. خواب... این عشق جاویدان من، که همیشه با خوابای باحال و گاهی وقتا وحشتناکش روز به روز بیشتر منو وابسته ی خودش می کنه. 

روزهایی که اصلن از خونه بیرون نمی رم و دائم لم میدم، مثل دیروز، اگه چن روز یبار و بعد از یه روز خسته کننده و پر مشغله باشن، خیلی خاص و عالین... یجور ریست واسه مغز و بدنم. امروز احتمالن میرم کتابخونه بساط می کنم...

چند وقتیه دلم هوس کوه نوردی کرده، خیلی وقته نرفتم و حدس می زنم نفسم بگیره ولی وقتی می رسی به قله، می شینی یه کنار و به درختا و خیابونا و آدمای ریز خیره میشی حس خوبی می ده. آسمون اونجا با وقتی روی زمینی فرق داره. بزرگتر و زیباتر. یادم باشه حتمن فردا پسفردا برم...

کاش اگه پاییز تموم میشه نارنگی تموم نشه، خیلی دوستش دارم :(

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۱۴

نظرات (۱)

وای نگو نگو الان میرم میخوابم:/
پاسخ:
حیفه واقعن بیای بیرون از تختت برو بخواب 
حالا بازم از فواید خواب واستون می گم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی