روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

تو هوای بارونی به چی فکر می کنین؟

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۲۰ ب.ظ

امروز از صبح بارون اومد. هوای ابری و بارونی یکی از دوست داشتنی ترین اتفاقات زندگیمه. عاشق اینم که با یه پتو و یه لیوان گنده چایی بشینم کنار پنجره و زل بزنم به آسمون و خیابون خیس و فقط فکر کنم. تایم آهنگای olafur arnalds و غرق شدن تو ی دنیای بی انتها و لذت بردن از حال. 

واقعا دست و دلم ب کار نمی ره. حیف این زمان عالی که توش از تنهاییت بهترین استفاده رو نکنی. همیشه به این فکر می کنم که الان کجای دنیام؟ کجا می تونستم باشم؟ واسه چی اینجام؟ باید چیکار کنم؟ و هزار تا فکر دیگه (متاسفانه هنوز عاشق نشدم که به یار فکر کنم) 

وقتی هم که بارون تموم میشه بهترین کار اینه که بزنی بیرون و انقدر قدم بزنی و بوی نم بارونو نفس بکشی تا پاهات درد بگیرن. بعدشم تا می رسی خونه بچسبی ب بخاری و چرت بزنی.

و در آخر هیچ چیز بهتر از شنیدن موسیقی یه بارون سنگین وقتی داری می خوابی نیست...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۵

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی