روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

برنامه ریزی به سبک کوآلا

چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۴۴ ق.ظ

چهار ساعت تمام بدون هیج استراحتی حتی واسه پنج دقیقه کلاس داشتم. مدرسه و دانشگاه نیس که تایم آزاد داشته باشیم. هر چند اون تایم آزاد کمک زیادی نمی کرد فقط به درد خوردن می خورد:/ 

بعدش که اومدم خونه و ناهار نخورده زدم بیرون دوباره و رفتم کتابخونه. بعدشم یه مهمونی ریز خونه خاله که واسه من به شدت عذاب آور بود... از جمع های فامیلی خوشم نمیاد دائم باید کنایه ها و فوضولی ها رو تحمل کنی و مواظب حرفات باشی که به کسی برنخوره :/

زندگی همه مثل یه داستان پیچیده ست که هرروز واسه خودش اتفاقای جدیدی رو می کنه. زندگی منم همینطوره علاوه بر اتفاقات جدید دورو برم اتفاقات جدیدی توی وجودم داره شکل می گیره. انقدر دورمو با کتابای روانشناسی و رمان های خوب پر کردم که حس می کنم کارکرد مغزم داره بهتر و عمیق تر می شه. اما هنوز سر کلاف افکارم رو پیدا نکردم. هنوز نمی تونم دسته بندی کنم و تمرکز داشته باشم رو یه موضوع. تو لحظه حال زندگی کردن پر ارزش ترین چیزیه که می خوام بهش برسم و هنوز برام در حد یه رویا دست نیافتنیه....

این که دائم تصمیم می گیرم و رها می کنم باعث می شه این کارهای ناتمام یه گوشه از مغزمو درگیر کنه دائم و نه تمومشون می کنم نه حذف.

چقدر خوبه که نوشتن رو دارم وگرنه یذره نظم هم نداشتم. دیشب داشتم فکر می کردم کلی کار دارم و وقتشو ندارم که تمومش کنم و چنلن سردرگم شدم که می خواستم همه چی رو بدم به دست چپم و بخوابم. همون لحظه گوشه یه کاغذ باطله نوشتم کارام چیه و وقتی نگاه کردم دیدم اونقدرام که فکر می کردم زیاد نیست و دست به کار شدم. هر چند به همه ش نرسیدم و یکی رو محول کردم به مادر و یکی رو حذف کردم ولی مطمعنن بهترین کار رو در اون زمان کردم.

تصورم از برنامه ریزی یه سررسید بود که تو هر صفحه ش از شب قبل واسه تموم ساعتای بیداریت کار تعیین می کنی ولی فهمیدم برنامه ریزی می تونه فقط روی کاغذ آوردن کارات و اولویت بندیشون باشه. شاید بگین این که مشخصه ولی دونستن با درک تجربی واسه من فرق داره...

پ.ن: 

هنوزم کوآلاتون خسته ست و کمبود خواب داره... کاش یه کمای دو سه هفته ای میرفتم خستگی این چند روزو بشوره ببره... :(

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۱

نظرات (۲)

امان از فضولی و کنایه های فامیل 😐
واقعا سخت ترین چیز تو دنیا برنامه نوشتن و عمل کردن بهش است... من که اکثر اوقات شکست خوردم....
ولی باید یاد بگیرم...
موفق باشی :)

پاسخ:
امان از این که مجبوریم به تحمل😐
منم همیشه شکست می خورم ولی بالاخره روش خودمونو پیدا می کنم
ممنون شما هم موفق باشی :)
موفق باشی :)
پاسخ:
ممنونم :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی