روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

فیلم بازی کوآلا

جمعه, ۲۳ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۶ ق.ظ

از تمام سریال های جهان متنفرم. واقعا درک نمی کنم چطور می تونم ببینم. هر سری توبه می کنم و دوباره دلم هوس می کنه و میرم سراغش :( 

شما فکر کن یه سریال رو شروع می کنی با همه آدماش آشنا می شی باهاشون زندگی می کنی و تو شادی و غمشون شریک می شی و بنگ... سریال تموم میشه :/ یعنی چی عاخه؟ چرا من به آدمای توی زندگیم وابسته نمی شم ولی به شخصیت های سریالی که سه روزه دارم می بینم وابسته می شم و تیتراژ قسمت آخر رو که می بینم می خوام زااار زااار گریه کنم؟ این چه وضعیه؟ 

بعد از تموم شدن فیلم و سریال ها خیالبافی های من شروع میشه. می شینم تو ذهنم بازیگر ها رو تصور می کنم... این آدم تو زندگی واقعیش چه قصه ای داره؟ چه دوستایی داره؟ اخلاق و احساساتش چطوریه؟ چه مشکلاتی ممکنه داشته باشه؟ تفریحاتش چیه؟ 

افکار مزخرفیه... می دونم، ولی اینم زندگی منه. هیچ وقت اسم بازیگرا رو سرچ نمی کنم و تو ویکی پدیا دنبالش بگردم، بیشتر دوست دارم زندگیشون رو خودم تصور کنم. البته یکی دوبار تصوراتم رو با واقعیت سنجیدم و می دیدم کاملن برعکس تصور کردم ولی بازم با افکار خودم راحت ترم :)

اولش با خودت میگی روزی یکی دو قسمت بیشتر نمی بینم ولی قسمت اول رو که شروع می کنی خواب و خوراکت نابود میشه و تا وقتی چشمات درنیاد ولش نمی کنی... خب خدارو شکر قبل از دراومدن چشمام تموم شد. اتاقم انقدر به هم ریخته س که هر جا پاتو بذار صدای ترق شکستن یه چیزی رو میشنوی ولی نمی دونی چیه چون یه لایه لباس هم روشه. کلی کار نصفه نیمه دارم و باید یکم به خودم برسم... شبیه زامبیا شدم :)


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۳

نظرات (۲)

درکتون میکنم...
چون من هم مثل سه بند اولی که نوشتین هستم...
پاسخ:
چقدر خوب... ممنونم:)
۲۳ آذر ۹۷ ، ۰۹:۵۶ ناصر دوستعلی
سلام

چه عرض کنم والا :)
پاسخ:
سلام 
:)))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی