روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

حمام کوآلا

يكشنبه, ۹ دی ۱۳۹۷، ۰۷:۳۶ ق.ظ

یه روز خسته کننده بدون هیچ اتفاق خاصی که همش توی خونه ای هر چی دم دستت میاد رو می خوری، هیچی نمی چسبه به جز اینکه کتاب بخونی، فیلم ببینی و یه دوش عالی بگیری. واسه من حمام جاییه که مغزم تو فعال ترین حالت ممکنه. یعنی قدرت تمرکزم رو گذشته تقریبن صد برابر میشه. یکساعت اون تو نشستم و هم خودم و شستم و هم به این فکر می کردم که چرا من نمی تونم خودم رو ببخشم. من نمی تونم به خودم رحم کنم چه برسه به بقیه.

دائم دارم از بچگی تا الان رو مرور می کنم و بابت تموم کارهای زشتم خودم رو سرزنش می کنم. عادت وحشتناکیه که یه نفر با صدای بلند وسط مغزم بهم فحش میده و میگه چرا این کارو کردی. احساس می کنم تو این جنگ درونی دارم کم میارم... 

بعد از حمام فقط باید حوله بپوشی و بخاری رو زیاد کنی و لم بدی روی تخت. اگه کتاب، فیلم یا موزیک هم باشه که خیلیم عالی. اصن این لش کردن بعد حمام جزو واجبات زندگیه. لذتیه که هیچ وقت از دستش ندادم. قرار بود نظم داشته باشم که متاسفانه نشد... اینم به لیست کارهای نیمه تمامم باید اضافه کنم. کاش همون لحظه که یه کار رو نصفه نیمه رها می کردم یه صاعقه نازل می شد منو خشک میکرد راحت می شدم... :(

گاهی وقتا یه فیلم رو می بینی، به نظرت خیلی چرته ولی یه سکانس انقدر واست جذاب می شه که ده بار فیلم و عقب می بری که اون لحظه، اون حرکت بازیگر رو ببینی و دلت بره برای احساسش... :)))

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۰۹

نظرات (۲)

۰۹ دی ۹۷ ، ۱۹:۵۹ ناصر دوستعلی
موفق باشید
:)
پاسخ:
شماهم همینطور :)
۰۹ دی ۹۷ ، ۰۸:۱۰ لوک بدشانس
خسته نباشی😊
پاسخ:
سلامت باشی :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی