روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

دلشوره بی دلیل

پنجشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۷، ۰۸:۰۵ ق.ظ

یه روز واقعا عالی چه روزی می تونه باشه، روزی که از وقتی بیدار میشی تا شبش هوا بارونی باشه و توام بیرون بری. البته جایی که رفتیم رو دوست نداشتم، از ظهر که خواهرم اومد خونه و پاشدیم تو بارون رفتیم خونه مادربزرگ مادری، باهاش رابطه خوبی ندارم ولی خاله کوچکم هم اونجا بود و کلی گفتیم و خندیدیم... وقتی وارد خونه شدیم اول خاله ام رو نشناختم، به لب هایش ژل تزریق کرده بود دماغشم که از قبل عمل کرده بود، نمی گم عمل کردنش کار زشتیه چون بدن هر کسی به خودش مربوطه ولی واسه خودم اصلن مناسب نمی دونم و به نظرم اشتباه ترین کار ممکنه... عصر با خاله ام به خونه اش که بیست متر اونطرف تر بود (خاله ام طلاق گرفته و مجردی زندگی می کنه)، یه خونه بزرگ بود و به نظرم واسه یه نفر زیادی بزرگ بود. توی اتاقش که رفتم زندگی ایده آل خودم رو دیدم. یه رخت خواب کوچیک کنار بخاری پهن شده بود، کنارش یه سه راهی و شارژر و هندزفری بود. مودم وایفای پر سرعت هم که اونطرف اتاق داشت چشمک میزد... به نظرم یه چیز ارثیه تو خونوادمون کوآلا بودن :)))

بعدش هم خاله رو با خواهری رسوندیم سرکار (دستیار دندون پزشکه، ترسناک ترین شغل ممکن بعد از دندونپزشکی) و تو راه برگشت از رفتن تو چاله های پر آب خیابون و پاشیدن آب تا ارتفاع دو متری لذت بردیم (با تشکر از شهرداری اون ناحیه). تقریبا غروب بود که رسیدیم خونه خواهری و وسایل رو جمع کرد تا شب خونه ما لنگر بندازه :))) 

اگه گرفته شدن تختم توسط بچه خواهر و بقیه محوطه اتاقم توسط خواهرم و اون یکی بچه ش (به دلیل اینکه اتاق من گرمتر از بقیه مناطقه) رو ندید بگیریم شب خوبی بود و دوست داشتم. تنها چیزی که اذیت کرد دلشوره و اضطراب بی دلیلی بود که از غروب توی دلم افتاده و رهام نمی کنه... حالا فکر کن بعد از این قضایا دوستم پیام داده فردا بریم کوه، حتمن داستان جالبی میشه :// 

چقدر بده که نمی تونم کتاب بخونم :((( نور خواب بچه ها رو اذیت می کنه، این پست رو هم دارم قایمکی زیر پتو می نویسم :/// راستی چند تا بازی از گوشی خاله جان گرفتم و تا خونشو درنیارم رهاش نمی کنم :)))))

امیدوارم بتونم بخوابم...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۲۰

نظرات (۳)

:)
بارون عالیه !!
پاسخ:
بله بله :))))
۲۰ دی ۹۷ ، ۲۰:۴۲ افغانی ..
رختخواب کنار ارزو و وای فای پرسرعتم ارزوست 😅 
نه دیدن خون و چرک و زخم(پزشکی) خوبه نه دیدن دندون سیاه و پوسیده و جرم بسته س ( دندونپزشکی) بخاطر همین ترجیح دادم کارگر ساده ساختمونی بشم 😆😊
پاسخ:
خدا همه رو به آرزوشون برسونه 😂😂😂
بله بله منم ترجیح میدم بیکار بمونم😂😂😂
هوای بارونی زنده می‌کنه آدم رو. قشنگ انگار شارژت از نو پر می‌شه. :))

این عمل زیبایی هم داستان شده. نه تنها نمی‌شه آدم‌ها رو از قبلِ خودشون شناخت، بلکه از همدیگه هم نمی‌شه تشخیصشون داد. :| کلا ماهیتش رو نمی‌فهمم من.
پاسخ:
بله بله کاملا موافقم :))) ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی