روزنوشت های یک کوآلا

روزنوشت های یک کوآلا

به خواب عادت نمی کنیم:/

شنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۰۴ ب.ظ

برای من خوابیدن ی پروسه جالب و وحشتناکه. چیزی که نمی تونم کنترلش کنم و بدتر از همه وقتی بیدار می شم رویاهامو فراموش می کنم.

هرشب یکساعت تمام تو تختم وول می خورم و صدای قیژ قیژ اعصاب خورد کنشو درمیارم و به هزار تا چیز ممکن و غیر ممکن فکر می کنم تا اینکه یکی با شاتگان مغزمو هدف می گیره و... بنگ! خاموشم می کنه.

اصولن زیاد رویا نمی بینم یا بیشترش رو یادم می ره ولی کابوسها ولم نمی کنن، تمام روز جلوی چشمامن. مثل دیشب که دو نفر در بدر دنبالم تو کوچه ها می دویدن و نمی دونم چرا منو می خواستن بگیرن. یهو تو ی حرکت انتحاری هم زدم وسط جمعیت یه عروسی که صدای آهنگشون قطع شد و همه برگشتن زوم کردن رو من. اومدم برگردم که اون دوتا رو دیدم دارن وارد میشن. تو آمپاس شدید گیر کرده بودم که از خواب پریدم و دیگه خوابم نبرد. البته این بیداری نیمه شب بعد مدتها باعث شد لذت یه خواب دلچسب ظهر که وقتی از خواب بیدار می شی نمی دونی صبحه یا غروبه رو نصیبم کرد.

ولی کاش هیچ وقت نمی خوابیدیم یا اگه می خوابیدیم هیچ وقت بیدار نمی شدیم...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۹

نظرات (۲)

پس چه کوالایی هستی که خوابت نمیبره؟:))
من توی یه دوران بی‌خوابی شدید داشتم الان بهتر شدم ولی در عوض روزهایی پیش میان که ۱۰-۱۲ ساعت میخوابم و کل روزمو میدم به فنا:/
پاسخ:
خوابیدن سخته ولی وقتی می خوابم کوالا وار می خوابم دیگه بیدار شدنم با خداس. 
خواب بهتره به نظر من؛))
۱۹ آبان ۹۷ ، ۱۹:۴۹ جناب منزوی
برا من خوابیدن سخته، اگه بیدار شم خوابیدنم مکافاته :/
پاسخ:
واقعا :(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی